امروز:
یکشنبه ششم جوزا (خرداد) ۱۳۹۷
|
12 رمضان 1439
|
Sun 27 May 2018

جمله‌ی «علیکم بدین العجائز» منسوب به رسول خدا (ص) است. به گمان برخی، مراد این حدیث این است که برای شناخت خداوند (جل جلاله) نیاز به دلیل و برهان خاصی نیست. در آیات قران کریم نیز عباراتی که وجود خداوند (جل جلاله) را غیر قابل شک می‌داند زیاد است: «أَفِی اللَّهِ شَک فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». (ابراهیم/۱۰)

غرض از ذکر این مطلب این است که به گمان نویسنده‌ی این سطور، وجود خداوند (جل جلاله) نیز همانند وجود «حقیقت عینی» بدیهی و غیر قابل انکار است. خاصیت امور روشن و بدیهی این است که نیاز به استدلال ندارند و بدون اقامه‌ی کدام دلیلی معنای‌شان روشن است. اما اگر کسی به بداهت آن اکتفا نکند و اقدام به اقامه‌ی دلیل کند به جایی نمی‌رسد.

وجود خداوند (جل جلاله) این چنین است. اگر انسان به خودی خود رها شود و چیزی از قبیل شبهه یا غیر آن به وی القا نشود به وجود خداوند (جل جلاله) اعتراف می‌کند. شاهد این امر این است که در طول تاریخ جامعه‌ای که کاملا ملحد بوده یعنی هیچ معبودی را نمی‌پرستیده مشاهده نشده است. اما اگر هر کسی در هر مقامی خواسته که وجود خداوند (جل جلاله) را مستدل کند به ندرت توانسته برهانی اقامه کند که دیگران نتوانند به نحوی به آن خدشه وارد کنند.

بسیاری از متکلمان و فیلسوفان خواسته‌اند که به گمان خود متقن ترین برهان را برای وجود خداوند اقامه کنند. هریک از اینان ادعا می‌کرده اند که برهان شان بی نقص ترین برهان است و هیچ کسی را توان نقد آن نیست؛ اما همینکه برهان تبیین شده و به دیگران رسیده در مدتی بسیار کوتاه نقد‌هایی بر آن وارد شده که طراح برهان از ارائه‌ی پاسخ عاجز مانده است.

از کجا معلوم که براهینی که امروزه ما به عنوان بهترین برهان قبول داریم زمانی مخدوش بودن شان به اثبات نرسد.

اساسا در طول تاریخ چند نفر با ادله‌ی بغرنج کلامی و فلسفی ایمان آورده است؟

وجود خداوند (جل جلاله) بدیهی است و شک بردار نیست ولی همانند تمامی بدیهیات دیگر اگر کسی به آن شک کرد و خواست که با دلیل و برهان به اثبات برساند این کار از او ساخته نیست. نهایت چیزی که می‌توان گفت این است که هیچ کس نمی‌تواند برای نفی وجود خداوند (جل جلاله) برهان اقامه کند ولی اقامه‌ی برهان برای اثبات وجود خداوند (جل جلاله) خیلی آسان تر از اقامه‌ی برهان بر نفی آن نیست.

نتیجه‌ی این نوشتار این است که برای سخن گفتن با ملحدان و کسانی که دین را بدون پشتوانه‌ی خرد پذیر معرفی می‌کنند، از ارائه‌ی برهان چاره‌ای نیست؛ ولی نمی‌توان به این براهین به عنوان ساحل امن رهایی از تحیر نگریست. 

پس بی‌جهت نیست که پای استدلالیان چوبین دانسته شده است.

پای استدلالیان چوبین بود    پای چوبین سخت بی‌تمکین بود

 

«وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیقُولُنَّ اللهُ فَاَنَّی یؤْفَکونَ»

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

عناوين مرتبط