امروز:
چهارشنبه بیست و پنجم ميزان (مهر) ۱۳۹۷
|
6 صفر 1440
|
Wed 17 Oct 2018

صفات خبری اگر در ادله‌ى سمعی وارد نشده بود هیچ کس شک نمی‌کرد این صفات قابل انتساب به خداوند نیست. اما چنین صفاتی در متون دینی به خداوند نسبت داده شده، در اینجا است که ایمان به متون دینی از یک سو و تنزیه خداوند از نقایص که مورد تأکید عقل و نقل است از سوی دیگر، به نوعی تعارض منجر شده است؛ زیرا اطلاق این صفات به همان معانی عرفی شان در مورد خداوند مستلزم تجسیم و تشبیه خداوند است. برای مثال، صورت داشتن، دست داشتن، پا داشتن، آمدن، نازل شدن و... به همین معنای عرفی شان وقتی معنی دار است که شخصی که دارای این صفات است دارای جسم و اعضا باشد و گرنه «شیر بی‌دمّ و سر و اشکم که دید»[1]
در اینجا است که متکلمان در صدد برامده اند که این تعارض را به شکلی حل کنند، در این راستا: برخی این صفات را به همان معانی ظاهری برخداوند حمل نموده و در نتیجه خداوند را دارای جسم و اعضا دانسته‌اند.[2] برخی دیگر همانند ابو الحسن اشعری نیز به اثبات بدون کیفیت (بلا کیف) این صفات بر خداوند اذعان نموده اند.[3] و برخی دیگر نیز در فهم معانی این صفات قائل به تفویض شده و عقل را از درک معانی این آیات ناتوان دانسته‌اند.[4]
غرض از ذکر این تفصیل این است که با وجود اختلافات غیر قابل اغماض در میان متکلمان، می‌توان به این نکته اذعان کرد که انگیزه‌ى طرفداران تمامی نظریات متفاوت، یک چیز بوده است. یعنی اینان با وجود اختلاف در نظریات، در یک چیز باهم اشتراک دارند و آن عبارت است از وحدت انگیزه.
توضیح اینکه همان طور که بیان شد، کسانی که در باره‌ى صفات خبریه سخن گفته اند در میان دو محذور گرفتار بوده اند، محذور اول این است که این صفات در قرآن کریم و سایر منابع نقلی به خداوند نسبت داده شده است، پس نمی‌توان مدعی شد که خداوند واجد این صفات نیست؛ زیرا که انکار این صفات به معنای انکار آیات قرآن و کفر است.
محذور دوم اینکه اثبات این الفاظ بر معانی ظاهری شان مستلزم تجسیم و تشبیه خداوند است.
حال چه می‌توان کرد؟
ساده ترین پاسخ این است که باید کاری کرد که هم این صفات برای خداوند اثبات شود و هم تعارضی با منابع نقلی یا عقلی دیگر پیش نیاید. اما واقعیت این است که چنین شاهکاری امکان ندارد. به ناچار باید یا منابعی را که چنین صفات را برای خداوند اثبات می‌کند تأویل کرد یا منابعی را که در تعارض با این منابع است. اینجا است که برخی از منابعی که این صفات را اثبات می‌کنند دست برداشته اند؛ و برخی از منابعی که در تعارض با این منابع قرار دارند. و برخی هم خواسته‌اند که به شکلی بین هر دو دسته منابع جمع کنند، طرفداران تفویض و بلاکیف از این دسته اند.
بدین ترتیب مشخص می‌شود که کسانی که کار کسانی که صفات خبری را بر همان معانی ظاهری شان حمل کرده اند در آن حد که تصور می‌شود احمقانه نیست.
نیز مشخص می‌شود که طرفداران تمامی نظریات ارائه شده در این باب به انگیزه‌ى تقدیس خداوند و احترام زاید الوصف به کلام خداوند نظریات خود را اتخاذ کرده اند یعنی در این مطلب که خداوند عاری از تمامی نقایص است و می‌بایست به تمامی آنچه که در منابع دینی به خصوص قرآن آمده ایمان آورد هم نظرند. تنها فرق شان در این است که هر کدام به زعم خود تصور کرده اند که در قسمت‌های خاصی از منابع دخل و تصرف کنند مناسب تر است.

[1]. مثنوی معنوی؛ دفتر اول، ص 1۵1.
[2]. شهرستانی، محمد؛ الملل و النحل، ج1، ص 1۰۵.
[3]. اشعری، علی بن اسماعیل (ابوالحسن)؛ الإبانة عن اصول الدیانة؛ ج1، ص 22. ونیز ر.ک:‌ همان مؤلف؛ رسالة إلى أهل الثغر، ص 22۵ ببعد.
[4]. الملل و النحل، ص ۹2. و نیز ر. ک:‌ سبحانی، جعفر؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنّة و العقل؛ ج1، ص ۸۵.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

عناوين مرتبط